ملک‌الشعرای بهار › در اخلاق و نفوس زنان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

این جوان داشت خانمی مقبول / بود خانم از این رویه ملول
چون که‌اعصاب زن دقیق‌تر است / حس پنهانیش رقیق‌تر است
بیند از پیش چیزهایی را / آفتی‌، رنجی‌، ابتلایی را
پیرو امن و حفظ آرامی است / خصم‌بی‌نظمی و بی‌اندامی است
هست بالطبع زن محافظه کار / می کند از اصول تازه فرار
هست اعصاب زن لطیف و رقیق / می گریزد ز بحث و ازتحقیق
حس نمایدکه در رحم فرزند / شود ازحفظ نظم نیرومند
خصم افکار تازه‌اند زنان / منکرکار تازه‌اند زنان
زن به هر چیز تازه بندد دل / لیک گردد ز فکر تازه کسل
ترسد این نازموده فکر نوین / نبود سودمند بهر جنین
حامی آزموده باشد زن / هست ناآزموده را دشمن