ملکالشعرای بهار › حکایت در بخل و امساک| ” میراثدار ادب پارسی “
چون به شاهی نشست پور زبیر / بود جمع اندرو هزاران خیر
پس مرگ یزید نامهسیاه / گشت صافی جهان به عبدالله
منقرض گشته دولت علوی / متزلزل حکومت اموی
بود در زیر حکم و فرمانش / از در مصر تا خراسانش
لیک با آنهمه جلالت وفر / بود مردی بخیل و تنگنظر
گشت روزی مکدر از اصحاب / بر سر انجمن نمود عتاب
کفت خوردید جمله تمر مرا / لیک عاصی شدید امر مرا
چون بدیدند بخل و امساکش / بکشیدند سر ز فتراکش
شد تنش تیر طعنه را آماج / گشت مقتول لشکر حجاج
شه که خرماش را شمار بود / لاجرم نزد خلق خوار بود
شاه را رادی و سخا باید / تا که محبوب شیخ و شاب آید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.