وندرآن شهر بود سرهنگی / شحنهای، ظالمی، قویچنگی
به ستم خلق پیشهور افشرد / پیشهور شکوه پیشوا را برد
گفت شیخا برس به احوالم / زبن ستم کاره واستان مالم
پیشوا بس نبود با سرهنگ / گفت با دادخواه از دل تنگ
صبرکن تا خدا کند کاری / مر مرا دردسر مده باری
گفت با اشک تفته و دم سرد / چون تویی سر، کجا بریم ایندرد
سر نهتنها بهتاجدرخرداست / گاهگاهی هم از در درد است
هرکرا بر سران سری باید / در سرش درد سروری باید
مهتری سر بسر خطر باشد / غم و تیمار و دردسر باشد
شیخ گنجی هزینه کرد بزرگ / تا مر آن گله را رهاند زگرک
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.