ملک‌الشعرای بهار › از بدی بپرهیز| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گذشته گذشته است و آینده نیست / میان دو نابود، پاینده چیست‌؟
گذشته اگر خوب اگر بد، گذشت / وز آینده کس نیز واقف نگشت
گذشته به چنگ تو ناید دگر / وز آینده‌ات نیز نبود خبر
دمی کاندر آن دعوی هست تست / همانست کاین‌ لحظه‌ در دست تست
چو در دست تست ای برادر زمان / زمان را به اندوه و غفلت ممان
درین یکدم ار بد کنی یا که زشت / زمانه به‌نام تو خواهد نوشت
مبادا در این یک‌زمان بد کنی / که گر بد کنی در حق خود کنی
به مرد خدا نیست زشتی سزای / که مرد ار ببخشد نبخشد خدای
بپرهیز از آزردن نیکمرد / که با نیکمردان کسی بد نکرد