ملک‌الشعرای بهار › کار ما بالاگرفت‌!| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شاه نو بر تختگه ماواگرفت / بار دیگر حق به مرکز جاگرفت
بار دیگرکار ما بالاگرفت / آتش اندر خصم بی‌پروا گرفت
کام مفسد مظهر خمیازه شد / شهر ظلم و جور بی‌دروازه شد
نام آزادی بلندآوازه شد / حمد یزدان‌، جان ملت تازه شد
آنکه کرد از نیکوئی کار وطن / آفرین‌ها بر سپهدار وطن
آنکه گشت از جان و دل یار وطن / نیز صد تحسین به سردار وطن
کار ما ترویج آئین است و بس / زین کشاکش قصد ما این است و بس
کام ما زین شهد، شیرین است وبس / ملجوئ ما حجت دین است و بس
روز شادی و سرور است ای بهار / چشم استبداد کور است ای بهار
عیش و شادی از تو دور است ای بهار / هم به تشویقت قصور است ای بهار