ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۱۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست / ز انگور بگیر خون و ده در رگ و پوست
عشق من و تو قصهٔ مشت است و درفش / جور تو و دل صحبت سنگ است و سبوست