ایران ـ هنگام کار است / برخیز و ببین - ایران
بختت در انتظار است / از پا منشین - ایران
از جور فراوان هر گوشه شوری بپاست / خونها شده پامال و آزادیش خونبهاست
خدا ز درد و غم رهاند ما را / خدا به کام دل رساند ما را
دور جهان نگر که چه غوغا خواهد کرد / که چه غوغا خواهد کرد
حب وطن نگر که چه با ما خواهد کرد / که چه با ما خواهد کرد
آه چه محنتها که کشیدی ایران / آه به کام دل نرسیدی، جز غم ندیدی ایران
خدا ز درد و غم رهاند ما را / خدا به کام دل رساند ما را
تاکی به دل جوانی نکنم به عادت پیران / جامی بده به یاد وطنم - سلامت ایران
خیزکه روز فتح و ظفر شد - ایران / خیزکه روزگار دگر شد وقت هنر شد - ایران
خدا ز درد و غم رهاند ما را / خدا به کام دل رساند ما را
ما را در غمگساری یاری نباشد، یاران / غیر از افغان و زاری کاری نباشد، یاران
جز همت و غیرت، درمان دردی کجا؟ / جز فخر و شهامت، دشمن نوردی کجا
جهان به کام ما برآید، آمین / شب فراق ما سرآید، آمین
عز و شرف به همت والا باید خواست / به تقلا باید خواست
فتح و ظفر به دست توانا باید خواست / به مدارا باید خواست
کیست که مژدهای برساند ما را / کیست که جرعهای بچشاند ما را
جهان به کام ما برآید، آمین / شب فراق ما سرآید، آمین
گر در ره غمش کشته شوم به تهمت یاری / بهتر که از اجانب شنوم ملامت و خواری
خیزکه روز فتح و ظفر شد - ایران / خیز که روزگار دگر شد وقت هنر شد - ایران
جهان به کام ما برآید، آمین / شب فراق ما سرآید، آمین