ملکالشعرای بهار › ای ایرانی (در دستگاه دشتی)| ” میراثدار ادب پارسی “
آخر ای ایرانی! / تا به کی نادانی
بر اروپا بنگر / شور و غوغا بنگر
باری باری بر خود کن نظری / داد ازین دربدری آه ازین بیخبری
عزت تو جلالت و شجاعتت کو؟ / جلال تاریخی و آن برش شمشیر تو کو؟
کورش و دارای مهین خسرو و شاپورکزین / غرش و آوای سواران جهانگیر تو کو؟
نه به دل گفتهٔ زردشت تورا هیچ خبر / نه ز محمد خبر و نی ز علی درتو اثر
اهرمن اندر دل تو جسته مقر / پند بزرگان صدمهٔ دوران رفته ز یادت به نظر
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.