ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما / بر باد داده آتش عشق تو خاک ما
صد دل فدای چاک گریبان و دامنت / آخر بپرس حال دل چاک چاک ما
آتش گرفت سینه ز سوز درون من / اندیشه کن ز سوز دل دردناک ما
همچون بنفشه سر بدر آرم به پای بوس / سرو تو گر کند گذری بر مغاک ما
ساقی بیار کوزه و پر کن که روزگار / روزی بود که کوزه بسازد ز خاک ما
ترسم که آه ابن حسام آتشین کند / آیینهٔ ضمیر مصفّای پاک ما