ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۱۰۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای کرده همچو نرگس خوشخواب خواب خوش / بر گل کشیده از خط مشکین نقاب خوش
کتّابیان دور قمر خوش نبشته اند / بر گرد عارض تو ز عنبر کتاب خوش
در چشمه ی عُذوبه ی لعلت نهفته اند / اندر سواد ظلمت زلف تو آب خوش
دوش از عتاب چشم تو کردم شکایتی / چشمت به غمزه گفت مرنج از عتاب خوش
چشم خراب کار تو کارم خراب کرد / خوش وقت آن خراب که باشد خراب خوش
ابن حسام ساقی دور الست ریخت / اندر مذاق جان تو جام شراب خوش
طبعم در این مقاله شکر ریخت تا مگر / طوطی مقالتی بنویسد جواب خوش