ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۱۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به وقت گل چو به کف برنهی شراب رحیق / بنوش جام مروّق به یاد لعل رفیق
بیار ساقی گلرخ می خمار شکن / به بوی مشک و صفای گلاب و رنگ عقیق
صفای دل می صافیست بار ها گفتم / ولی چه سود که صوفی نمی کند تصدیق
مجاز،قنطره ی راه اهل تحقیق است / هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
چو یاد لعل تو در خاطرم خطور کند / به نکته خون بچکاند دلم به فکر دقیق
اسیر چاه زنخدان تست یوسف دل / مگر که زلف تواش برکند ز چاه عمیق
به یاد چشم تو چندان گریست ابن حسام / که گشت مردم چشمش در آب دیده غریق