فرخی سیستانی › قطعه شمارهٔ ۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بوسه‌ای از دوست ببردم به نرد / نرد برافشاند و دو رخ سرخ کرد
سرخی رخسارهٔ آن ماهروی / بر دو رخ من دو گل افکند زرد
گاه بخایید همی پشت دست / گاه برآورد همی آه سرد
گفتم: جان پدر این خشم چیست / از پی یک بوسه که بردم به نرد
گفت: من از نرد ننالم همی / نرد به یک سو نه و اندر نورد
گفتم: گر خشم تو از نرد نیست / بوسه بده گرد بهانه مگرد
گفت: که فردا دهمت من سه بوس / فرخی! امید به از پیشخورد