فرخی سیستانی › نیز او راست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بامدادان پگاه آمد بر بسته کمر / غالیه بر سرو کرد (؟) و برون رفت بد
کس فرستادم و گفتم که بدینگونه مرو / که بدین گونه رسد چشم ترا جان پدر
باز گردید و بیامد به من اندر نگرید / گفت فرمان خداوند مرا چیست دگر
بروم یا نروم عید کنم یا نکنم / کیش بر بندم یا باز کنم پیش کمر
گفتم ای ماه دل افروز کمر نیز مبند / که کمر بستن تو کرد مرا خسته جگر
چه کمر بندی کز جای کمر نیست نشان / چه سخن گویی کز جای سخن نیست اثر