ای رفته من از رفتن تو باغم ودردم / مردم زتو وزین قبل از شادی فردم
تا وصل ترا هجر تو ای ماه فرو خورد / دردی نشناسم که به صد باره نخوردم
از چهره تو بتکده بوده ست مرا چشم / امروز درین بتکده از آب به دردم
گویند کز آتش تبش و گرمی باشد / پس چون که من از آتش غم بادم سردم
یا دوست بگشتی تو از آن حال که بودی / من روزی ازین درد به صدبار بگردم
گه بامژه ترم گه بالب خشکم / گه با دل پرخونم گه با رخ زردم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.