فرخی سیستانی › و او راست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای جهانی ز تو به آزادی / بر من از تو چراست بیدادی
دل من دادی و نبود مرا / از دل بیوفای تو شادی
دل دهان دل به دوستی دادند / تومرا دل به دشمنی دادی
قصدکردی به دل ربودن من / برهلاک دلم بر استادی
تا دلم نستدی نیاسودی / چون توان کرد از تو آزادی
دل ببردی و جان شد از پس دل / ای تن اندر چه محنت افتادی
بردل دوستان فرامشتی / بر دل دشمنان همه یادی