ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است / از قلزم غم تو محبت گهر بس است
گلزار وصل نبود اگر خار غم خوش است / از کشت عمر حاصل ما اینقدر بس است
دوزخ چه حاجتست چو یک آه برکشم / سوزیم پاک سوخته را یک شرر بس است
میزان چه میکنیم حساب از چه میدهیم / قانون عشق و کرده ما درنظر بس است
ساقی بیار باده شکستیم توبه را / آمد بهار خوردن غم این قدر بس است
تا کی دریم پردهٔ ناموس زیر دلق / یکباره پرده برفکنیم از حذر بس است
آسوده باش فیض که در محشرت شفیع / سودای عشق در سرو آه سحر بس است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.