فیض کاشانی › درخت علم مخصوص اهلبیت عصمت بود| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آدم ز حسن و بهجت آن در شگفت ماند / کاشباح نور و علم چه قوم است ای خدا
آمد ندا که نور حبیب خدای تست / با نور اوصیای وی و شاه اوصیا
آنان که بودشان سبب آفرینش است / آنان که مقصدند ز خلق و ز امر ما
هست این درخت صورت علم نهانشان / کز وی کسی بری نبرد جز به اذن ما
آن کو به اذن می‏برد از وی بری، ولی است / داناست بی‏تعلّم و بینای رازها
باز آن کسی که می‏برد از وی به غیر اذن / نومید و تیره مانده در این پرده عطا
مخصوص اهلبیت حبیب است آن درخت / یا آن کسی که از در ایشان برد عما
این منزلت به هیچ پیامبر نداده‏ایم / جز آنکه می‏خورد نمک از خوان مصطفا