فیض کاشانی › پنج نور مقدس وسیله تقرب به خداست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آمد ندا که ما به تو گفتیم پیش از این / حرفی که می‏شود همه دردی بدان دوا
هرگه مصیبتی دهدت روی یا غمی / در دفع آن بجوی توسل به مصطفا
نام محمد و علی و اهلبیت را / کن ذکر در دعا و بدیشان کن التجا
تا من به جاه و رتبه آن برگزیدگان / دفع بلا نمایم و بپذیرمت دعا
می‏جستی ار وسیله بدیشان به روز عهد / تا دفع شرِّ دیو کنم می‏شد آن روا
عهدت نمی‏شکست و مصیبت نمی‏رسید / دشمن شکسته می‏شد از اقدام بر جفا
اکنون بیا و یاد کن این قوم را به نام / تا جاهشان شفیع تو گردد به نزد ما
تسلیم کن بزرگی ایشان و فضلشان / بر خویش تا شود ز تو مدفوع این بلا
تا خط عفو بر ورق زلّتت کشم / تا توبه‏ات قبول کنم بهر مصطفا
گفتا که قدر و رتبه ایشان به آن رسید / تا یافتند نزد تو این‏جاه و اصطفا
تا آن که توبه‏ام نپذیری به لطف خویش / الا به دستیاری اولاد مصطفا
من بودم آن که سجده من کرد اهل قدس / من بودم آن که یافت ز تو در بهشت جا
من بودم آن که ساختی از بهر او زنی / تا قلب را انیس شد و دیده را ضیا
گفتا که با تو این همه کردیم و می‏کنیم / زیرا که بود صلب تو این قوم را وعا
ورنه زیاده بود ز حدّ تو آن کرَم / باید که خویش را بشناسی و قوم را