فیض کاشانی › اعتراف فرشتگان به عجز خود| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آنگه به معجبان ملائک خطاب کرد / کاینک خبر کنید ز اسماء من مرا
گفتند: کار تست منزه ز علم کس / ما را چه اسم و چه خبر از اسم هؤلا
عالم توئی و هر که توأش علم می‏دهی / ما جاهلیم گر ندهی معرفت به ما
فرمود: من نگفتم هنگام اعتراض / جز ما خبر ندارد ز اسرار کار ما؟
تسلیم حکم من بنمائید و تن دهید / تا بر مراد خویش کنم بر شما قضا
گفتند: سمع و طاعت و تسلیم و انقیاد / دادیم مر تو را به دل و جان کماتشا