فیض کاشانی › شمارهٔ ۱۰۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برای مهدی هادی بخوان شأن فراق / سرود حافظ شیراز در بیان فراق
زبان خانه ندارد سر بیان فراق / وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
رفیق خیل خیالم و هم عنان شکیب / قرین آتش هجران همقران فراق‏
دریغ مدت عمرم که بر امید وصال / به سر رسید نیامد به سر زمان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال / که ریخت مرغ دلم پر در آسمان فراق
کنون چه چاره که در هجر غم به گردابی / فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق
بسی نماند که کشتیّ عمر غرقه شود / ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق‏
ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار / مدام خون جگر می‏خورم ز خوان فراق