فیض کاشانی › شمارهٔ ۱۰۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم / بر در دوست نشینیم و مرادی طلبیم
بهر راه حرم وصل بیا تا برویم / به گدائی به در تقوی و زادی طلبیم‏
اشک آلوده ما گرچه روانست ولی / به رسالت بر او پاک نهادی طلبیم
لذت داغ غمت بر دل او باد حرام / اگر از جور غم هجر تو دادی طلبیم
صبر بر حکم الهی چه کنیم ار نکنیم / از خدا در غم تو خاطر شادی طلبیم‏
از پی آن که مگر قابل وصل تو شدیم / از ره تقوی و پرهیز رشادی طلبیم