فیض کاشانی › شمارهٔ ۱۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در توسل به جناب تو چه تدبیر کنم / چند در فرقت تو ناله شبگیر کنم‏
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات / در یکی نامه محال است که تحریر کنم
در شب هجر تو مجموع پریشانی خویش / کو مجالی که یکایک همه تقریر کنم‏
آن زمان کارزوی دیدن جانم باشد / در نظر نقش دل آرای تو تصویر کنم
گر بدانم که وصال تو به جان دست دهد / دل و جان را همه در بازم و توفیر کنم‏
جان ز من گر طلبی زود فشانم به رهت / ور تو سر خواهی حاشای که من دیر کنم‏