فیض کاشانی › شمارهٔ ۱۱۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دردم از یار است و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم
سیف و عصمت علم و نصرت جمع کرد / یار ما دین دارد و آن نیز هم
از طفیل اوست کل کائنات / گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
داستان در پرده می‏گویم ولی / گفته خواهد شد به دستان نیز هم
روزهای وصل معصومان گذشت / بگذرد ایام هجران نیز هم‏
اعتمادی نیست بر کار جهان / بلکه بر گردون گردان نیز هم‏