چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت / قدمی چند پی مغبچگان باید رفت
نقد جان را به سر کوی بتان باید داد / پاک شو پاک که در عالم جان باید رفت
عیش کن عیش که دوران بقا چیزی نیست / باده خور باده که در خواب گران باید رفت
می ز مینا به قدح ریز و ز عشرت مگذر / که به حسرت ز جهان گذران باید رفت
مژه و ابروی او دیدم و با دل گفتم / که به جان از پی آن تیر و کمان باید رفت
جوی خون از مژهام کرده روان دل یعنی / که به جولان گه آن سرو روان باید رفت
از غم روی تو بی صبر و سکون باید رفت / وز سر کوی تو بی نام و نشان باید رفت
گر به حسرت ندهم جان گرامی چه کنم / کز سر راه تو حسرت نگران باید رفت
خط سبز از رخ زیبای تو سر زد افسوس / که از این باغ به صد آه و فغان باید رفت
حسرتم سوخت زمانی که فروغی میگفت / کز درت با مژهٔ اشک فشان باید رفت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.