تا دلم در خم آن زلف سیهنام افتاد / چون غریبی است که در کشمکش شام افتاد
سر ناکامی دل باختگان دانستم / تا مرا کار بدان دلبر خودکام افتاد
چه کنم گر نکنم پیروی باد صبا / که میان من و او کار به پیغام افتاد
نظر از روشنی شمس و قمر پوشیدم / تا نگاهش به من تیره سرانجام افتاد
همه از فتنهٔ ایام ز پا افتادند / فتنهٔ چشم سیاهش پی ایام افتاد
آن که هرگز قدمی از پی ناموس نرفت / بر سر کوی خرابات نکونام افتاد
این همه باده که مستان سبو کش زدهاند / جرعهاش بود که از لعل تو در جام افتاد
ریخت تا دام سر زلف تو بر دانهٔ خال / میخورم حسرت مرغی که در این دام افتاد
میگساری که لب و چشم تو بیند، داند / که چرا از نظرم شکر و بادام افتاد
نامه گر سوخت ز تحریر فروغی نه عجب / که ز تفسیر غمت شعله در اقلام افتاد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.