در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد / بس دل که از این سلسله در پای تو افتاد
تنها نه من افتادهٔ سر پنجهٔ عشقم / بس تن که ز بازوی توانای تو افتاد
هرگز نشود مشتری یوسف مصری / شوریده سری کز پی سودای تو افتاد
در دیدهٔ عشاق نه کم ز آب حیات است / خاکی که بر آن سایهٔ بالای تو افتاد
آسوده شد از شورش صحرای قیامت / هر چشم که بر قامت رعنای تو افتاد
آگاه شد از معنی حیرانی عشاق / هر دیده که بر صورت زیبای تو افتاد
هر دل که خبردار شد از عیش دو عالم / در فکر خریداری غم های تو افتاد
از دامن شیریندهنان دست کشیدم / تا بر سر من شور تمنای تو افتاد
خورشید فتاد از نظر پاک فروغی / تا پرده ز رخسار دلا رای تو افتاد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.