چشم مستش اگر از خواب گران برخیزد / ای بسا فتنه که در دور زمان برخیزد
از پی جلوه گر آن سرو روان برخیزد / دل به عذر قدمش از سر جان برخیزد
عجبی نیست که در صحبت آن تازه جوان / پیر بنشیند و آن گاه جوان برخیزد
ضعفم از پای درانداخت خدایا مپسند / که ز کویش تن بی تاب و توان برخیزد
ترسم افزونی صیدی که در این صیدگه است / نگذارد که خدنگش ز کمان برخیزد
خون به پیمانه کشی مغبچگان بنشینند / کس نیارد ز در دیر مغان برخیزد
با کمان خانهٔ ابرو گذر انداز به شهر / کز دم تیر تو شهری به امان برخیزد
گر بدین پستهٔ خندان به چمن بنشینی / غنچه از شاخ به صد آه و فغان برخیزد
گر پس از مرگ قدم بر سر خاکم بنهی / استخوانم ز لحد رقصکنان برخیزد
آخر ای سرو خرامنده، فروغی تا چند / از سر راه تو حسرت نگران برخیزد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.