خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد / آیینه صفت محو تماشای تو باشد
صاحب نظر آن است که در صورت معنی / چشم از همه بربندد و بینای تو باشد
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار / سحری است که در نرگس شهلای تو باشد
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد / در چین سر زلف چلیپای تو باشد
چون طرهٔ بیتاب تو آرام نگیرد / هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد
در مستی آن باده خماری ندهد دست / کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست / هر باده که در جام ز مینای تو باشد
خاک قدمش تاج سر تاجوران است / مردی که سرش خاک کف پای تو باشد
تو خود چه متاعی که به بازار محبت / هر لحظه سری را در سر سودای تو باشد
من روی ندیدم به همه کشور خوبی / کاو خوبتر از طلعت زیبای تو باشد
من بر سر آنم که گرفتار نباشم / الا به بلایی که ز بالای تو باشد
پیدا بود از حال پریشان فروغی / کاشفتهٔ گیسوی سمنسای تو باشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.