تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد / یک باره پری از نظر خلق نهان شد
گر مطرب عشاق تویی رقص توان کرد / ور ساقی مشتاق تویی مست توان شد
گیسوی دلاویز تو زنجیر جنون گشت / بالای بلاخیز تو آشوب جهان شد
نقدی که ز بازار تو بردیم تلف گشت / سودی که ز سودای تو کردیم زیان شد
جان از الم هجر تو بی صبر و سکون گشت / تن از ستم عشق تو بی تاب و توان شد
هم قاصد جانان سبک از راه نماید / همجان گران مایه به تن سخت گران شد
چشمم همه دم در ره آن ماه گهر ریخت / اشکم همه جا در پی آن سرو روان شد
مقصود خود از خاک در کعبه نجستم / باید که به جان معتکف دیر مغان شد
تا دم زدم از معجزهٔ پیر خرابات / صوفی به یقین آمد، زاهد به گمان شد
پیرانهسر آمد به کفم دامن طفلی / المنة الله که مرا بخت جوان شد
تا خاک نشین ره عشقیم فروغی / خورشید ز ما صاحب صد نام و نشان شد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.