فروغی بسطامی › شمارهٔ ۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بگشای گوش هوش و بیا در سرای ما / بشنو کلام خسرو کشورگشای ما
«ساقی بیار بادهٔ سرخی برای ما / تا بگذرد ز چرخ برین جای پای ما
در ساکنان هفت فلک خواب و خور نماند / از نالهٔ شبانه و از های های ما
معشوق جام می به کفم داد و گفت نوش / وز خاطر غمین ببر این دم جفای ما
رحم آمدش به حال من و این سخن بگفت / خوش باش بعد از این که ببینی وفای ما
از آتش جهندهٔ عشقت جهان بسوخت / یک شعله هم گرفت به طرف قبای ما
در زندگی گذر نکنی سوی ما ولیک / رحمی به دل بیاور بعد از فنای ما
وقتی به ما گذر کنی ای سرو سیم تن / ما خاک گشته‌ایم و نیاید صدای ما
برخواستیم از سر کویت ز دست چرخ / یا رب که دیگری ننشیند به جای ما»