فروغی بسطامی › شمارهٔ ۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برخیز نگارا که ز فرمودهٔ خسرو / موزون غزلی چون قد دل جوی تو دارم
نیکوست که در پیش تو خوانم غزل شاه / زیرا که هوای رخ نیکوی تو دارم
بشنو ز من اشعار ملک ناصردین را / کز شوق همین جای به پهلوی تو دارم
« در هر دو جهان آرزوی روی تو دارم / در دست ز محصول جهان موی تو دارم
زاهد به سوی کعبه و راهب به سوی دیر / آری من دیوانه سر کوی تو دارم
گر با تو به فردوس برین جای دهندم / در مجمع فردوس نظر سوی تو دارم
اندیشه ندارد دلم از آتش دوزخ / تا راه در آتشکدهٔ خوی تو دارم
یارب خم گیسوی تو آشفته مبادا / کاشفته دلی در خم گیسوی تو دارم
پیوسته بود منزل من گوشه محراب / وین منزلت از گوشهٔ ابروی تو دارم
در نزد من ارباب کرامت همه ماتند / وین معجزه از نرگس جادوی تو دارم»
شاها غزل شاه، مرا کرده غزل خوان / این فیض من از نطق سخن گوی تو دارم