قدسی مشهدی › شمارهٔ ۱۰۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است / همنشینم جغد از یک سو، ز یک سو بلبل است
نکته‌ای تا کرده از سیرابی زلفش رقم / از رطوبت خامه‌ام گویی که شاخ سنبل است
کی به گوشش می‌رسد فریاد محرومان باغ؟ / بس که گوش گل ز جوش بلبلان پرغلغل است
خواری عشقم مبین، بنگر قبای غنچه را / ابره گر از خار دارد، آستر برگ گل است
از دل قدسی به شهر و کو چه می‌جویی سراغ؟ / جان آن دیوانه، چین زلف و قید کاکل است