قدسی مشهدی › شمارهٔ ۱۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست / در دل من غنچه پیکان او نایاب نیست
جلوه صبح است شامم را به یاد روی دوست / آسمان را بر شب من منت مهتاب نیست
شوق دیدار تو چندان لذت از یک دیدنت / بر سر هم ریخت در چشمم که جای خواب نیست
خون گری قدسی که دارد گریه خونین اثر / پاره دل را چه شد در دیده گر خوناب نیست