قدسی مشهدی › تعریف باغ جهان‌آرا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ندارد دهر، جای دل فروگیر / به از باغ جهان‌آرای کشمیر
درین گلشن به کس ننمود گل رو / نشد تا غنچه‌اش تعویذ بازو
ندارد دل جدا از سنبلش تاب / که یک جا خورده با زلف بتان آب
گلش پرورده ابر کرامت / زکات قامت سروش، قیامت
به سرو این چمن زد دست، طوبی / که در عالم سمر گردد به خوبی
دل سروش ز آزادی نشد ریش / گرفتارست پیش جلوه خویش
به هم سرکرده گل‌ها عشق‌بازی / به بلبل داده خط بی‌نیازی
ز فردوس است خرم‌تر، نهادش / ز آب خضر روشن‌تر، سوادش