در باغ بهشت است این که الحال / برآورده به سنگش، پیرپنجال
چو وقت آید که بگشایند این در / به کشمیر آمدن باشد میسر
درین منزل دل کشمیر نگشود / به پنجاب آمدی گر راه میبود
نشد زین روستا آزاد کشمیر / جوانی در میان کوه شد پیر
بهشتی مانده در سنگین حصاری / گلی، اما به دست مشت خاری
هما مسکن درین کشور ندارد / کسی فر غیر نیلوفر ندارد
اگر میبودم اینجا در جوانی / دلم میداد داد کامرانی
فلک روزی مرا افکند اینجا / که عینک مینهم بحر تماشا
به سیر باغ روزی یافتم بار / که خار از گل ندانستم، گل از خار
دلی را کز تعلق گشته آزاد / چه سود از جلوه سروست و شمشاد؟
لبی کو پارسایی را ثنا گفت / لب یار و لب جامش دعا گفت
رسد گر فیض کشمیرم به فریاد / روان شیخ صنعان را کنم شاد
مگو اینجا ز ترسا آدمی نیست / که هندو را هم از ترسا کمی نیست
چنان زد پارسایی در دلم چنگ / که رنگ از می گریزان شد، می از رنگ
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.