اقبال لاهوری › همان سوز جنون اندر سر من| ” میراث‌دار ادب پارسی “

همان سوز جنون اندر سر من / همان هنگامه ها اندر بر من
هنوز از جوش طوفانی که بگذشت / نیاسود است موج گوهر من