اقبال لاهوری › سحرگاهان که روشن شد در و دشت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سحرگاهان که روشن شد در و دشت / صدا زد مرغی از شاخ نخیلی
فروهل خیمه ای فرزند صحرا / که نتوان زیست بی ذوق رحیلی