اقبال لاهوری › سحرها در گریبان شب اوست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سحرها در گریبان شب اوست / دو گیتی را فروغ از کوکب اوست
نشان مرد حق دیگر چه گویم / چو مرگید تبسم بر لب اوست