اقبال لاهوری › تو میگوئی که دل از خاک و خون است| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو میگوئی که دل از خاک و خون است / گرفتار طلسم کاف و نون است
دل ما گرچه اندر سینهٔ ماست / ولیکن از جهان ما برون است