اقبال لاهوری › نپنداری که مرغ صبح خوانم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نپنداری که مرغ صبح خوانم / بجزه و فغان چیزی ندانم
مده از دست دامانم که یابی / کلید باغ را درشیانم