آنچه دیدم می نگنجد در بیان / تن ز سهمش بیخبر گردد ز جان
من چه دیدم قلزمی دیدم ز خون / قلزمی ، طوفان برون ، طوفان درون
در هوا ماران چو در قلزم نهنگ / کفچه شبگون بال و پر سیماب رنگ
موجها درنده مانند پلنگ / از نهیبش مرده بر ساحل نهنگ
بحر ساحل را امان یک دم نداد / هر زمان که پاره ئی در خون فتاد
موج خون با موج خون اندر ستیز / درمیانش زورقی در افت و خیز
اندر آن زورق دو مرد زرد روی / زرد رو عریان بدن آشفته موی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.