اقبال لاهوری › آشکارا می شود روح هندوستان| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آسمان شق گشت و حوری پاک زاد / پرده را از چهره خود بر گشاد
در جبینش نار و نور لایزال / در دو چشم او سرور لایزال
حله ئی در بر سبکتر از سحاب / تار و پودش از رگ برگ گلاب
با چنین خوبی نصبیش طوق و بند / بر لب او ناله های درد مند
گفت رومی «روح هند است این نگر / از فغانش سوزها اندر نگر»