انوری › حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزمگاه| ” میراثدار ادب پارسی “
شمارهٔ ۵ - حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزمگاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواست
ای خصم تو پست و قدر والا / وی عقل تو پیر و بخت برنا
ای کرده به خدمت همایونت / هفت اختر و نه فلک تولا
ای پار گشاده بند امسال / و امروز بدیده نقش فردا
هم دست تو دستگاه روزی / هم پای تو پایگاه بالا
رای تو که کسوت کواکب / بر چرخ کنند ازو مطرا
ملک چو بنات را کشیدست / در سلک نظام چون ثریا
آنی که گر آسمان کند دست / با کین تو در کمر چو اعدا
بگشاید روز انتقامت / بند کمر از میان جوزا
من بنده به عادتی که رفتست / رفتم به در سرای والا
گفتند که تو خبر نداری / کان کوه وقار شد به صحرا
ای ذره به باغ رفت خورشید / وی قطره به کوشک رفت دریا
اینک به درم نشسته حیران / با رشک نهان و اشک پیدا
برخوانم راحلون اگر نیست / امید به مرحبا و اهلا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.