اقبال لاهوری › رهی در سینهٔ انجم گشائی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رهی در سینهٔ انجم گشائی / ولی از خویشتن ناآشنائی
یکی بر خود گشا چون دانه چشمی / که از زیر زمین نخلی بر آئی