اقبال لاهوری › تو می گوئی که من هستم خدا نیست| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو می گوئی که من هستم خدا نیست / جهان آب و گل را انتها نیست
هنوز این راز بر من ناگشود است / که چشمم آنچه بیند هست یا نیست