اقبال لاهوری › عشق| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بیباکش / از عشق بیاموزد آئین جهانتابی
عشق است که در جانت هر کیفیت انگیزد / از تاب و تب رومی تا حیرت فارابی
این حرف نشاط آور می گویم و میرقصم / از عشق دل آساید با اینهمه بیتابی
هر معنی پیچیده در حرف نمی گنجد / یک لحظه بدل در شو شاید که تو دریابی