اقبال لاهوری › عشق| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست / من فاش گویمت که شنید از کجا شنید
دزدید ز آسمان و به گل گفت شبنمش / بلبل ز گل شنید و ز بلبل صبا شنید