اقبال لاهوری › بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است / عروس لاله سراپا کرشمه و ناز است
نوا ز پردهٔ غیب است ای مقام شناس / نه از گلوی غزل خوان نه از رگ ساز است
کسی که زخمه رساند به تار ساز حیات / ز من بگیر که آن بنده محرمراز است
مرا ز پردگیان جهان خبر دادند / ولی زبان نگشایم که چرخ کج باز است
سخن درشت مگو در طریق یاری کوش / که صحبت من و تو در جهان خدا ساز است
کجاست منزل این خاکدان تیره نهاد / که هر چه هست چو ریگ روان به پرواز است
تنم گلی ز خیابان جنت کشمیر / دل از حریم حجاز و نوا ز شیراز است