اقبال لاهوری › قسمت نامهٔ سرمایه دار و مزدور| ” میراثدار ادب پارسی “
غوغای کارخانهٔ آهنگری ز من / گلبانگ ارغنون کلیسا از آن تو
نخلی که شه خراج برو مینهد ز من / باغ بهشت و سدره و طوبا از آن تو
تلخابه ئی که درد سر آرد از آن من / صهبای پاک آدم و حوا از آن تو
مرغابی و تذرو و کبوتر از آن من / ظل هما و شهپر عنقا از آن تو
این خاک و آنچه درشکم او از آن من / و ز خاک تا بعرش معلا از آن تو
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.