اقبال لاهوری › جانم در آویخت با روزگاران| ” میراثدار ادب پارسی “
جانم در آویخت با روزگاران / جوی است نالان در کوهساران
پیدا ستیزد پنهان ستیزد / ناپایداری با پایداران
این کوه و صحرا این دشت و دریا / نی راز داران نی غمگساران
بیگانهٔ شوق بیگانهٔ شوق / این جویباران این آبشاران
فریاد بی سوز فریاد بی سوز / بانگ هزاران در شاخساران
داغی که سوزد در سینهٔ من / آن داغ کم سوخت در لاله زاران
محفل ندارد ساقی ندارد / تلخی که سازد با بیقراران
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.